داشتم از این شهر میرفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی سفید آرزوها
که رفت و غرق شد
سپاسگزارم از تو
اما
این فقط میتواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و
تو صدایم کنی
میخواهم بگویم
نجاتم دادی
تا اسیرم کنی
"رسول یونان"
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی سفید آرزوها
که رفت و غرق شد
سپاسگزارم از تو
اما
این فقط میتواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و
تو صدایم کنی
میخواهم بگویم
نجاتم دادی
تا اسیرم کنی
"رسول یونان"
0 Com-Puts:
ارسال يک نظر