-
Azin's Art and Literature place
صفحه اصلی
کشیدنی
تایپوگرافی
نوشتنی
شعر
داستان کوتاه
کتابشناسی
تابستون بود.
ظهر بود.
گرم بود.
ملخ نیمه له شده روی آسفالت خیابون انتظار مردنو میکشید،
نمیتونم وقتی حماقت آدما رو میبینم جلوشونو بگیرم. اونا خودشونن. ولی از دیدنش ناراحت میشم.
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)